۰

تاریخچه خلیج فارس

 مقالات تاریخی دانستنیهای عمومی

تاریخچه خلیج‌فارس


پرفسور «عزیزا... بیات»، پدر علم تاریخ ایران در مقاله‌ای که پیش رو دارید تاریخچه خلیج‌فارس را ه صورت علمی بررسی کرده است.

ظاهرا محقق است که از زمان‌های بسیار قدیم، سواحل عربی خلیج‌فارسی دشت‌های جنوب غربی کشور ایران و کشورهای سومری اورمسکن(از اقوام سامی‌نژاد) بوده است. به احتمال زیاد در حدود 2600‌سال قبل از میلاد در «اماکن» که شاید «عمان» امروزی باشد، مردمی دریانورد سکونت داشته‌اند و حتی پیش از این، بین هند و جنوب عراق ارتباط برقرار بوده است.
مسلما بابلی‌ها در قرن هفتم قبل از میلاد در خلیج‌فارس دریانوردی می‌کرده‌اند و با توجه به داستان اردوکشی «سنا خریب» ثابت می‌شود که بحر پیمایی در خلیج فارس از قرن هشتم قبل از میلاد به این طرف سابقه داشته است. آنان، پیش از تسلط آریایی‌ها بر سرزمین ایران، در کتیبه‌های خود از این دریا به نام «نارمرتو» که به معنی رود تلخ است نام برده‌اند. پس از تاسیس دولت هخامنشی، سلاطین این سلسله به اهمیت نیروی دریایی در خلیج فارس واقف شدند و به تدریج ایرانیان در سواحل آن نفوذ یافتند. در بند سوم کتیبه‌ای که از داریوش اول در کانال سوئز یافته‌اند چنین آمده است: «من پارسی‌ام. از پارس مصر را تسخیر کردم. امر کردم این کانال را بکنند از پی رود (یعنی نیل) که در مصر جاری است، تا دریایی که در پارس بدان روند این کانال کنده شده؛ چنان که امر کردم و کشتی‌ها روانه شدند چنان که اراده من بود».
در زمان هخامنشیان تمام سواحل و جزایر خلیج‌فارس تحت نفوذ ایران قرار داشت و ملوانان ایرانی با کشتی‌های خود در سرتاسر آن با حمایت دولت مقتدر هخامنشی که کلیه کشورهای بزرگ آن زمان را از پای درآورده بود، به سیر و سیاحت مشغول بودند. زمانی که داریوش اول در هند بود (512ق.م) سفاینی ساخت و «اسکیلاس»، دریانورد یونانی، را مامور کرد تا درباره خلیج‌فارس و دریای عمان تحقیق و بررسی نماید.
این ماموریت برای ایران اکتشافات جغرافیایی مهمی دربرداشت و توانست از طریق بنادر و جزایر خلیج فارس با سرزمین‌های دوردست، از جمله عربستان، هندوستان، چین و آفریقا به تجارت پردازند. به احتمال زیاد می‌توان ادعا کرد که ایران، تا دوران تسلط پرتغالی‌ها بر خلیج فارس، چنین وضعیت و نفوذی در منطقه داشته است.
یکی از مورخان یونانی به نام آریان که در قرن دوم میلادی می‌زیسته است، در یکی از تالیفات خود که «آنابازیس» یا تاریخ سفرهای جنگی اسکندر نام دارد، ضمن شرح دریانوردی «نئارخوس»، که به فرمان اسکندر ماموریت یافته بود که رود سند را تا انتهای خلیج فارس سیاحت کند، از خلیج‌فارس به اسم «پرسیکون کا‌ای تاس» نام برده است.
استرابن، جغرافیادان معروف یونانی که در نیمه دوم قرن اول میلادی می‌زیسته، در کتاب خود به کرات همین نام را در مورد «خلیج‌فارس» آورده است. «بطلیموس» منجم، ریاضی‌دان و جغرافی‌دان معروف حوزه اسکندریه قرن دوم میلادی، نیز در اثر معروف خود به نام «مجسطی» از خلیج‌فارس به نام «پرسیکوس سینوس» یاد کرده است. در کتاب‌هایی که به زبان لاتینی تالیف شده‌اند اصطلاح مذکور را غالبا «سینوس پرسیکوس» یا «ماره پرسیکوم»: یعنی «دریای‌پارس» نوشته‌اند.
تاریخ استقرار ایرانیان در خلیج‌فارس و جزایر آن دقیقا روشن نیست، ولی ظاهرا اواسط دوران سلسله اشکانیان سواحل عمان متعلق به ایران بوده است. آنچه مسلم است این است که بنابر گفته طبری، اردشیر بابکان، موسسه سلسله ساسانی، سپاهی روانه بحرین کرد و شخصی را به نام «ساطرون» که در آنجا علم طغیان برافراشته بود، مغلوب کرد و شاپور، پسر خود را به حکومت بحرین منصوب نمود.
در مدت سلطنت انوشیروان (531-579م) علاوه‌بر سواحل و جزایر خلیج فارس، دریای عمان، سواحل جنوبی عربستان، عدن و یمن نیز در تصرف ایران بود و نفوذ این کشور تا سواحل بحر احمر و آفریقا گسترش یافت. بنابر قول بلاذری مقارن ظهور اسلامی، بحرین به ایران تعلق داشته است. بعد از انقراض ساسانیان، در نتیجه فتوحات سپاهیان اسلام،‌ کشور ایران تحت حکومت اسلامی قرار گرفت و تا تاسیس سلسله آل‌بویه خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس بر جزایر و سواحل خلیج فارس تسلط داشتند. ضمن اینکه تا حدود یک قرن بعد از جنگ نهروان (39هجری) بحرین، عمان و جزایر دیگر خلیج فارس پناهگاه «خوارج» شده بودند.
مورخین و جغرافیادانان اسلامی در آثار خود از این خلیج به نام «بحر فارس» یا «الخلیج الفارس» یا «خلیج فارس» یاد کرده‌اند؛ از جمله ابن فقیه همدانی، ابن خردادبه، استخری، مسعودی، ابن حوقل، ابن بلخی، شریف ادریسی، یاقوت حموی، زکریای قزوینی، حمدا... مستوفی، ابن‌بطوطه، حاج خلیفه، مقدسی و ابوریحان بیرونی.
بعد از آنکه امرای آل بویه قدرت را در دست گرفتند برای سرکوبی خوارج و قرامطه به خلیج فارس روی آوردند. یکی از مهم‌ترین فتوحات معزالدوله دایمی فتح ناحیه عمان و بحرین در سال 355 هجری است که آنها را به کمک برادرزاده خود عضدالدوله به تصرف درآورد و به قلمرو آل بویه ضمیمه کرد و از آن به بعد تا مدت قریب به یک قرن تحت تسلط امرای آل بویه بود. در این زمان یکی از مهم‌ترین بنادر خلیج فارس «سیراف» بود و کشتی‌های تجارتی چین به این بندر رفت‌و‌آمد می‌کرد.
عمان و جزایر خلیج فارس بین سال‌های 456 تا 536هجری قمری به قلمرو سلاجقه‌ کرمان پیوست. توران شاه‌بن‌قاورد از امرای این سلسله جزیره «کیش» را به جای «سیراف» مرکز تجارت خلیج فارس قرار داد و در نتیجه به تدریج امرای کیش صاحب نفوذ و قدرت شدند و غالبا بر سر تصرف جزایر خلیج با ملوک هرمز نزاع داشتند. اتابک ابوبکر سعد زنگی (623-658هجری)، در پنجمین سال زمامداری خود، به خلیج فارس لشکر کشید و عمان و بحرین و کیش و سواحل خلیج فارس را از حدود بصره تا سواحل هند تصرف کرد و در عصر حکومتش (626ق به بعد) بندر هرمز مهم‌ترین بندر تجارتی خلیج فارس شد. پرتغالی‌ها بعد از کشف راه دریای هندوستان برای اینکه ارتباط خود را با این نواحی زرخیز حفظ نمایند مصمم شدند تجارت بین بنادر سواحل اقیانوس هند را هم، که تا این تاریخ در دست مسلمین عربستان و اهالی سواحل خلیج فارس بود، تحت‌نظر خود قرار دهند. برای رسیدن به این هدف برخورد آنها با امرا و متنفذین محلی اجتناب‌ناپذیر بود.
در سال 911 هجری قمری(1505‌میلادی) به فرمان دن‌مانوئل اول پادشاه پرتغال شخصی به نام دن‌فرانسیسکو و آل میدا را به حکومت مستعمرات پرتغال در هند منصوب کرد. وی در مدت ماموریت خود سعی می‌کرد در امور داخلی اقوامی که در سواحل اقیانوس هند و خلیج فارس سکونت داشتند، مداخله نکند و تمام جدیت وی صرف حفظ مناسبات تجاری و روابط تجاری و روابط دوستانه با اقوام مذکور شد. ولیکن جانشین او آلفونسو دو آلبو کرک در صدد برآمد دولتی قوی تحت سرپرستی دولت پرتغال در سواحل اقیانوس هند تشکیل دهد و برای عملی شدن این نقشه، «جزیره سقوط راه» را در سال 912 هجری (1506‌م) تصرف کرد و از طریق دریای عمان به نزدیک مسقط رسید. در اینجا اشاره‌ای به موقعیت چند قرن گذشته خلیج فارس و تا قبل از سقوط مسقط توسط دولت پرتغال ضروری به نظر می‌رسد. قبلا تعداد زیادی از جزایر و بنادر ساحلی دریای عمان جزو قلمرو سلطان جزیره هرمز بود. در اوایل قرن هشتم هجری، بعد از خراب شدن بندر هرمز جزیره هرمز، که در سه فرسنگی بندر هرمز واقع شده بود، مورد توجه سلطان قرار گرفت. چندی نگذشت که این جزیره از اهمیت و اعتبار زیادی برخوردار شد و مرکز آن «بندر جرون» یکی از بنادر مهم و معتبر خلیج فارس گردید.
از اواخر قرن پنجم هجری جزیره هرمز تحت تصرف عده‌ای از سلاطین محلی عرب بود و غالبا خراج‌گذار امرای کرمان و اتابکان فارس بودند. بعد از آنکه هرمز جدید به وجود آمد یک نفر از همان سلسله قدیم سلاطین هرمز به سلطنت جزیره اختیار گردید. او در سال 720 هجری قمری(1320 میلادی) جزایر کیش و بحرین را هم ضمیمه متصرفات خود کرد. جانشینان وی به تدریج دامنه متصرفات خود را از مسقط تا بصره توسعه دادند. در همین زمان هرمز یکی از مهم‌ترین مراکز بازرگانی داد و ستد خلیج‌فارس گردید. همان‌طور که گفته شد «آلبوکرک» بعد از ویران کردن مسقط خود را به ساحل هرمز رسانید. در این ایام پادشاه هرمز نوجوانی دوازده‌ساله به نام سیف‌الدین بود که به کمک امرای خود به دفاع از هرمز پرداخت، ولی سرانجام مغلوب آلبوکرک گردید و چاره‌ای نداشت جز آن که تحت‌الحمایگی پرتغال را بپذیرد.
آلبوکرک بعد از غلبه بر سلطان هرمز در ساحل جزیره قلعه مستحکمی جهت اقامه پرتغالی‌ها بنا کرد. اگرچه، قبل از آمدن پرتغالی‌ها به جزیره هرمز، سلطان آن محل در اداره متصرفات خود مستقل بود لیکن بعد از تاسیس سلسله صفویه، زمامدار هرمز به شاه‌ اسماعیل، موسس سلسله صفویه، خراج می‌داد و در حقیقت متصرفات وی قلمرو ایران محسوب می‌شد. همین که شاه اسماعیل اول، در سال 913 هجری قمری(1507‌میلادی)، خراج سالانه هرمز را مطالبه کرد. سیف‌الدوله به آلبوکرک مراجعه کرد و از او چنین پاسخ شنید که هرمز به پادشاه پرتغال تعلق دارد و حاکم جزیره مکلف است خراج سالانه خود را برای کشور پرتغال ارسال دارد.
در سال 918 هجری قمری (1513میلادی) آلبو کرک به پرتغال احضار شد. وی در مراجعت خود به هند مطلع گردید که در غیبت او شیخ عدن سر به شورش برداشته و سلطان هرمز تحت‌الحمایگی شاه اسماعیل را پذیرفته است. آلبوکرک برادرزاده خود را مامور سرکوبی آنها کرد و چون وی از این ماموریت نتیجه‌ای نگرفت به بندر «گوآ» پایتخت هند – پرتغال بازگشت و آلبوکرک را از جریان امرا آگاه کرد.
آلبوکرک در اوایل سال 921 هجری قمری به طرف هرمز حرکت کرد و آنجا را تصرف کرد. در همین زمان از جانب شاه اسماعیل سفیری نزد وی آمد و سرانجام برای قطع دعاوی بین فرستاده شاه اسماعیل و آلبوکرک معاهده‌ای بسته شد و به موجب آن جزیره هرمز خراج‌گذار پرتغال شد و در مقابل پرتغالی‌ها متعهد شدند که با ایرانی‌ها علیه عثمانی‌ها متحد باشند. با وجود این معاهده، پرتغالی‌ها در سال 926 هجری قمری بحرین، یعنی ساحل «الحسا» و جزایر مجاور آن را از تصرف شاه‌اسماعیل خارج کردند. شاه اسماعیل از طرفی به سبب گرفتاری‌های داخلی و از طرف دیگر به علت نداشتن کشتی نتوانست از تجاوزهای پرتغالی‌ها جلوگیری کند. وی حتی در انقلاب عظیمی که از سال 925 تا 928 هجری قمری در سرتاسر سواحل و جزایر خلیج فارس توسط ایرانی‌ها علیه پرتغالی‌ها به وجود آمده بود، هیچ گونه فعالیتی برای قطع ریشه تسلط آنها از خود نشان نداد.
در سال 1009 هجری قمری الله‌وردی خان ابتدا خوانین لار را که از هم‌دستان پرتغالی‌ها بودند، سرکوب کرد؛ آن گاه سپاهی را برای تسخیر بحرین مامور کرد. پرتغالی‌ها نیز در صدد دفاع از بحرین برآمدند. الله‌وردی‌خان برای کاستن فشار آنها بندر جرون را مورد تعرض قرار داد و با به کار بردن این تدبیر از استیلای مجدد پرتغالی‌ها بر بحرین جلوگیری کرد و این قسمت اولین نقطه‌ای از سواحل خلیج فارس بود که پس از یک قرن، از تسلط پرتغالی‌ها خارج شد و ضمیمه قلمرو صفویه گردید.
هنگامی که در سال 941 هجری قمری (1534.م) عثمانی‌ها بغداد را تصرف کردند به تدریج در «احسا» و به ویژه در «قطیف» نفوذ پیدا کردند. پرتغالی‌ها، در این سال‌ها (اواسط قرن شانزدهم میلادی) که به علت بدرفتاری و اعمال ظلم و ستم خارج از اندازه به ساکنان سواحل خلیج فارس، دشمنان زیادی پیدا کرده بودند با رقابت دولت عثمانی روبه‌رو شدند. طولی نکشید که در اواخر این قرن کشورهای استعمارگر دیگر اروپا، از جمله انگلیس و هلند در صدد برآمدند به منابع سرشار کشورهای آسیایی دست یابند.
هنگامی که لشکریان به ظاهر شکست‌ناپذیر اسپانیا و پرتغال در سال 1588 میلادی در هم شکست، پای بازرگانان انگلیسی و هلندی در اقیانوس هند باز شد. در سال 1600 تا 1602 میلادی شرکت‌های انگلیسی و هلندی، هند شرقی بریتانیا و هند شرقی هلند تشکیل گردید. شعبه شرکت انگلیسی هند شرقی در «سورات» تشکیل شد. در این زمان شاه‌عباس، که قبلا حق تجارت را به طور کلی به مسیحیان اعطا کرده بود، طی فرمانی دست کارگزاران شرکت انگلیسی را برای تجارت در خلیج فارس باز گذاشت. در نتیجه شرکت مذکور فعالیت خود را برای فروش پارچه‌های پشمی در بندر جاسک گسترش داد.
متعاقبا کشتی‌های شرکت هند شرقی در سال 1030 هجری قمری (1620م) در بندر جاسک پرتغالی‌ها را به سختی شکست دادند. در همین زمان به فرمان شاه‌‌عباس، امام قلیخان با نمایندگان شرکت انگلیسی به مذاکره پرداخت تا از آنها برای حمله به جزیره قشم و پایان دادن به سلطه پرتغالی‌ها کمک بگیرد. نمایندگان شرکت نیز، در میناب با امام قلیخان عهدنامه‌ای بستند و قرار بر این شد که ایرانی‌ها از خشکی و انگلیسی‌ها از دریا به جزیره قشم و هرمز حمله کنند.
بعد از عقد قرارداد، امام قلیخان ابتدا به قشم حمله برد و آنجا را تصرف کرد. سپس قوای متحدین قلعه هرمز را محاصره و تصرف کردند و با فتح «هرمز» (1031 هجری، 1621 میلادی) مهم‌ترین پناهگاه پرتغالی‌ها در خلیج فارس، پس از یک قرن، از سلطه پرتغالی‌ها آزاد شد و پرچم ایران بر بالای قلعه جزیره به اهتزاز درآمد. ضمنا سلطه قدیم امرای هرمز، که از چند قرن پیش در هرمز قدیم (میناب فعلی) و هرمز جدید (جزیره فعلی هرمز) و سواحل عمان، گاهی استقلال داشتند و زمانی دیگر تحت فرمان حکومت ایران و چندی هم تحت حمایت پرتغال و اسپانیا به سر می‌بردند، برافتادند. از این زمان به بعد، هرچند جزیره هرمز به تصرف ایران درآمد، اما دیگر رونق بازرگانی سابق خود را بازنیافت.
شاه‌عباس بندرعباس را بندر تجارتی خلیج فارس قرار داد و انگلیس‌ها از جاسک به آن جا منتقل شدند. اما پرتغالی‌ها که بارها کوشیدند «جزیره هرمز» را پس بگیرند و توفیق نیافتند سرانجام در سال 1034 هجری قمری با شاه‌عباس صلح کردند و از کلیه متصرفات خود چشم پوشیدند. شاه‌عباس هم از آنجایی که مایل نبود از دوستی با دولت‌های پرتغال و اسپانیا صرف‌نظر کند – تا در صورت بروز دشمنی با انگلیس‌ها تنها نماند – به پرتغالی‌ها اجازه داد در بحرین به صید مرواید مشغول شوند و در شمال شرقی بندر لنگه برای خود قلعه و دارالتجاره بنا کنند. به طور کلی در این موقع بنادر و جزایر خلیج فارس میدان فعالیت‌های تجارتی و اقتصادی ممالک مختلف اروپایی مانند انگلیس‌ها، هندی‌ها، فرانسوی‌ها و پرتغالی‌ها شده بود.
هلندی‌ها قبل از وقایع هرمز چندان توجهی به خلیج فارس و بنادر و جزایر آن نداشتند. آنها تنها به این علت که در هندوستان و جزایر هند شرقی با پرتغالی‌ها رقابت داشتند، در جنگ هرمز، چند فروند کشتی به کمک ایرانی‌ها و انگلیس‌ها فرستادند.
ولی از این تاریخ به بعد، شرکت هند شرقی هلند به تدریج در صحنه سیاست خلیج فارس وارد شد و طولی نکشید که برای انگلیس‌ها در خلیج فارس رقیب خطرناکی گردید و روزبه‌روز بر قدرت و نفوذش افزوده شد تا جایی که در سال 1036 هجری قمری (1626م.) موافقت شاه‌عباس اول را برای در اختیار گرفتن تجارت ابریشم جلب کرد.
در زمان سلطنت شاه‌عباس دوم(1077-1052 هجری‌قمری) تجار هلندی از وی خواستند حق آزادی تجارت در خلیج فارس را از انگلیس‌ها سلب کند و نظر به اینکه این خواسته مورد موافقت شاه‌عباس قرار نگرفت هلندی‌ها شدت عمل نشان دادند و جزیره قشم را تصرف کردند و شاه‌عباس دوم ناچار شد به آنها امتیازات بیشتری بدهد.
در زمان سلطنت شاه‌سلیمان(1106-1077 هجری‌قمری) هلندی‌ها جزایر و مواضعی را که تصرف کرده بودند، بعد از مدت یازده ماه، تخلیه کردند و در زمان سلطنت شاه‌سلطان‌حسین (1135-1106 هجری قمری)، به سبب توسعه نفوذ انگلیس‌ها، همه امتیازات خود را از دست دادند و حتی از معامله ابریشم با ایران نیز محروم شدند.
در دوره انحطاط سلسله صفویه تسلط ایران بر خلیج فارس ضعیف شد. مضافا به اینکه بعد از کوتاه شدن دست پرتغالی‌ها از خلیج فارس، «خوارج» صاحب قدرت و اهمیت شدند تا جایی که در دوران امامت سیف‌بن‌سلطان، که با شاه سلطان حسین معاصر بود، سلطه و تجاوز آنها سرتاسر اقیانوس‌ هند را، از ساحل زنگبار تا هند غربی، دچار وحشت کرده بود. در اواخر امامت سیف‌بن سلطان، خوارج، بحرین را تصرف کردند و هرمز و کیش و قشم را ضمیمه عمان نمودند.
در این ایام شاه سلطان حسین برای دفع شر آنها از دولت‌های انگلیس، هلند و فرانسه یاری خواست ولی درخواست او مورد قبول واقع نگردید. به ناچار، وی از نایب‌السلطنه پرتغال که در «گوآ» اقامت داشت درخواست کمک کرد. پرتغالی‌ها هم، به کمک برخاستند و در سال 1131 هجری قمری در بندر کنگ خوارج را در هم شکستند. بعد از این رویداد، در عمان یک رشته جنگ‌های داخلی به وجود آمد و در این گیرودار اعراب تابع ایران به نام «هوله» بحرین را بعد از گذشت ده سال که در تصرف قبیله‌ای از خوارج بود، از آنها پس گرفتند.
بعد از انقراض سلسله صفوی، با روی کار آمدن نادر، موقعیت ایران در خلیج فارس تا حدی تثبیت شد. نادر در سال 1149 هجری قمری (1736 م.) بعد از پایان مراسم مجلس تاریخی دشت‌مغان، محمد تقی‌خان، بیگلربیگی فارس را مامور کرد تا بحرین را فتح کند.
محمدتقی خان نظر به اینکه کشتی در اختیار نداشت، با توسل به زور، هلندی‌ها را به نقل‌و‌انتقال سپاهیان خود واداشت و به این ترتیب عمان و مسقط را تصرف کرد.
احمدبن سعید بوسعیدی حاکم قلعه «صحار» که بر امام سیف شوریده بود، سر به اطاعت نهاد و به حکومت «صحار» منصوب شد. بعد از کشته شدن نادر حاکم مذکور از اوضاع و احوال آشفته آن روز ایران سوء‌استفاده کرد و بر مسقط و بیشتر نواحی عمان تسلط یافت و همچنان جانشینان او عمان را تاکنون در تصرف خود دارند.
انگلیس‌ها در زمان سلطنت نادر در جهت مخالفت بودند. از جمله در این لشکرکشی‌ها به دولت ایران کمکی نکردند و برعکس، در دفاع از بصره حامی دولت عثمانی نیز شدند. به همین سبب نادر نسبت به آنها متغیر شد و برای مقابله، ابتدا در صدد برآمد خود را در خلیج فارس به کشتی‌های جنگی تجهیز کند. از این رو دستور داد تا در بندر بوشهر کشتی بسازند و چوب موردنیاز را از جنگل‌های مازندران تامین و به ساحل خلیج فارس حمل کنند. ولیکن این اقدام نتیجه مطلوبی در بر نداشت.
در زمان نادر امتیازات شرکت هند شرقی بریتانیا تجدید شد. ولی از یک طرف به علت هرج و مرجی که در سال 1160 هجری قمری در ایران، بعد از قتل نادر، به وجود آمد و از طرف دیگر بروز جنگ هفت ساله بین فرانسه و انگلیس بر سر تسلط بر هندوستان (1756-1763میلادی) باعث شد فعالیت شرکت هند شرقی انگلستان با مشکلاتی مواجه گردد.
در زمان سلطنت کریم‌خان (1163-1193 هجری‌قمری) نیز، تحولات زیادی در اوضاع خلیج فارس به وقوع پیوست. مقارن این ایام تجارت بحری خلیج فارس در دست هلندی‌ها و انگلیسی‌ها بود. فرانسوی‌ها هم که در این زمان با انگلیس‌ها درگیری  رقابت‌ داشتند، در خلیج‌فارس نیز مزاحم دشمنان خود می‌شدند و حتی یک‌ بار در محرم سال 1173 هجری قمری، با چهار فروند کشتی جنگی به بندرعباس آمدند و مراکز بازرگانی انگلیس‌ها را گلوله‌باران کردند. چهار سال بعد از این واقعه انگلیس‌ها مرکز بازرگانی خود را به بندر بصره که آن زمان به امپراتوری عثمانی تعلق داشت، منتقل کردند. هلندی‌ها هم مراکز بازرگانی خود را از خلیج‌فارس به خاک عثمانی بردند.
در نتیجه بروز این حوادث لطمه شدیدی به تجارت ایران وارد شد. کریم‌خان که علاقه زیادی به پیشرفت بازرگانی ایران داشت، در سال 1177 هجری قمری انگلیس‌ها را به بندر بوشهر برگرداند و به آنها امتیازی داد، به طوری که عملا صادرات و واردات از راه بوشهر را در انحصار خود گرفتند و تا سال 1183 هجری قمری در همین بندر به توسعه تجارت اشتغال داشتند. در این تاریخ باز هم به علت  تعدیات شیوخ عرب و نداشتن امنیت، ناچار بوشهر را رها کردند و رهسپار بصره شدند.
در سال 1167‌هجری قمری (1753‌م) کنیپ هاوزن رییس تجارتخانه هلندی جزیره خارک را تصرف کرد و در آنجا قلعه نظامی بنا نمود و آن جزیره را مرکز صید و تجارت مروارید قرار داد. چندی نگذشت شیخ بندر ریگ یعنی «میر مهنا» بر «صادق‌خان» والی فارس شورش کرد و چون نتوانست در مقابل سپاهیان صادق‌خان مقاومت کند به جزیره خارک حمله برد و آنجا را از هلندی‌ها گرفت(179 ق) و سپس به راهزنی در دریا پرداخت. کریم‌خان برادر مادری خود «زکی‌خان» را مامور سرکوبی وی کرد. میرمهنا به بصره گریخت و در آنجا کشته شد و جزایر خارک و خارکو به تصرف کریم‌خان درآمد.
با انتقال مجدد مرکز تجارتی انگلیس‌ها به بصره، کریم‌خان مصمم شد آنجا را تصرف کند، تا هم بصره را از اعتبار تجاری آن بیندازد و هم‌ انگلیس‌ها را مرعوب نماید. صادق‌خان در اجرای این تصمیم و مداخله در خاک عراق، سوء‌رفتار عثمانی‌ها را نسبت به زوار ایرانی بهانه قرار داد و حمله کرد و سرانجام بصره را در سال 1190‌هجری قمری به تصرف درآورد.
بعد از درگذشت کریم‌خان، اختلافات شدیدی که بین جانشینان او بر سر تصرف تاج و تخت به‌وجود آمد، نفوذ دولت ایران را در خلیج‌فارس و سواحل آن بسیار کاهش داد. مضافا به این که مقارن این ایام «وهابیه» هم از موقعیت استفاده کرد؛ از جمله محمدبن خلیفه در سال 1193 هجری قمری بحرین را به تصرف خود در آورد.
در اواخر سلسله زندیه اغلب بنادر و سواحل خلیج‌فارس تحت نفوذ «قواسم» بود. در سال 1209 هجری قمری سلطان احمدبن‌ احمد هم پس از تثبیت موقعیت خود در عمان، بنادر چاه‌بهار، جاسک، گواتر، بندرعباس و جزایر قشم و هرمز را تصرف کرد و برای تحکیم موقعیت خود در نقاط مذکور فرمانی از آغا‌محمد‌خان قاجار گرفت، حاکی از این که بندرعباس و جزایر قشم و هرمز به مدت 75‌سال در اجاره او و فرزندانش باشد.
تا قرن نوزدهم میلادی فعالیت‌های شرکت هند شرقی بریتانیا تنها جنبه‌ تجاری داشت ولیکن از این پس با حمایت دولت انگلستان این فعالیت‌ها جنبه نظامی و سیاسی نیز پیدا کرد.
دریا‌زنی و برده فروشی در این قرن بهانه‌ای شد تا انگلستان در خلیج‌فارس دخالت کند با روسیه و فرانسه به رقابت‌های سیاسی پردازد.
در نتیجه، صدمات زیادی به ایران وارد شد و بسیاری از حقوق حقه ایران پایمال شد.
دریازنی در خلیج‌فارس سابقه‌ای طولانی دارد و مراکز مهم آن در شیخ‌نشین‌های سواحل عربستان مستقر بود.
بعد از کشته شدن نادر، «قواسم» بر فعالیت‌ دریازنی خود افزودند و ناحیه‌ای را که به سواحل «متصالح» یا «دریازنان» معروف بود، تصرف کردند و بندر بوشهر در معرض تهدید آنها قرار گرفت.
فتحعلی شاه قاجار برای جلوگیری از تجاوزهای «قواسم و اعراب عتوبی» در دوازدهم ذی‌حجه سال 1229 هجری قمری مطابق بیست و پنجم نوامبر سال 1814 میلادی پیمانی شامل یازده فصل، با دولت انگلستان منعقد کرد که متاسفانه باید آن را از بدترین معاهدات در تاریخ ایران دانست.
زیرا به موجب مفاد آن ایران در حقیقت از لحاظ ارتباط سیاسی، به طور دربست تحت نظر دولت انگلستان قرار می گرفت. خلاصه تعهدات انگلستان به شرح زیر بود:
1 - سالی یک صد و پنجاه هزار لیره به فتحعلی شاه بپردازد، به شرط این که این مبلغ با نظارت نماینده آن دولت فقط برای نگهداری سپاه در سرحدات شمالی ایران صرف شود.
2 - در امور داخلی افغانستان به هیچ وجه مداخله نکند.
3 - از کمک و معاونت به سرکشان و شاهزادگانی که علیه تاج و تخت پادشاه قاجار قیام کنند، خودداری نماید.
4 - اگر ایران به کمک نیروی دریایی انگلیس در خلیج‌فارس احتیاج داشته باشد به او (ایران) کمک کند مشروط بر این که این امداد عملا برای آن دولت (انگلستان) میسر باشد.
5 - اگر دولت دیگری به خاک ایران تعرض کند، حتی‌المقدور از کمک مساعدت با ایران خودداری نکند.
سرانجام قواسم مقهور شدند و شیوخ سواحل دریازنان در سال 1235 هجری قمری با انگلستان پیمانی مبنی بر ترک دریازنی امضا کردند.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی خرید و فروش سلاح در خلیج‌فارس جانشین برده فروشی شد و بوشهر و مسقط از مراکز مهم فروش آن بودند.
دولت ایران که خطر مسلح شدن ایلات و عشایر را احساس کرده بود با کمک انگلستان به اقدامات شدیدی مبادرت کرد.
با این همه قاچاق سلاح ریشه کن نشد و تنها مراکز فروش از مسقط به بندرگاه‌های کوچک مکران منتقل گردید.
انگلستان بعد از این که از توجه دولت روسیه به خلیج‌فارس و از توجه دولت آلمان به کویت مطلع گردید برای تثبیت موقعیت خود عهدنامه‌ای با شیخ مبارک، شیخ کویت منعقد کرد (1899م.) و اگرچه کویت تا اکتبر سال 1914 میلادی تابع دولت عثمانی بود لیکن طبق مفاد پیمان مذکور این کشور (کویت) تحت‌الحمایه انگلستان قرار گرفت.
در اوایل قرن بیستم به موجب مفاد قرارداد 1907 میلادی که بین دولت‌های روسیه و انگلستان منعقد شد، انگلستان نقشه روسیه را برای نفوذ در خلیج‌فارس نقش بر آب کرد.
با پیدایش نفت در مسجد سلیمان، خلیج‌فارس، سواحل، بنادر و جزایر این منطقه بیش از پیش مورد توجه انگلستان قرار گرفت.
دولت آلمان نیز برای راه یافتن به خلیج‌فارس امتیاز تاسیس راه‌آهن از آناتولی تا بغداد و بصره را از دولت عثمانی به خود اختصاص داد (1903م.). از طرف دیگر، طبق پیمانی که در سال 1913 میلادی بین دولت‌های عثمانی و انگلستان بسته شد، به موجب مفاد آن، انگلستان حق نظارت بر تاسیس راه‌آهن در جنوب بصره را به دست آورد.
گذشته از این، دولت عثمانی خودمختاری کویت و پیمان‌های منعقد شده بین انگلستان و شیوخ خلیج‌فارس را به رسمیت شناخت و همچنین از دعاوی خود نسبت به قطر و بحرین و مسقط صرف‌نظر کرد.
در نتیجه تسلط عثمانی تنها به نواحی جنوب نجد شبه‌جزیره عربستان محدود شد. در سال 1913 میلادی عبدالعزیزبن‌سعود ترک‌ها را از «احسا» بیرون کرد و در حقیقت بار دیگر نفوذ و قدرت وهابیان در خلیج‌فارس گسترش یافت.
در جنگ جهانی اول، دفاع از منافع انگلستان در خلیج فارس، متضمن دفاع از شیوخ دست‌نشانده و منابع نفتی جنوب ایران بود. نقض بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول، دخالت‌های ناروای انگلستان در امور داخلی ایران و انعقاد قرارداد 1919 میلادی با وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر وقت، تماما برای حفظ منافع آن دولت در ایران، به ویژه در سواحل خلیج‌فارس بود. در جنگ جهانی دوم نیز، نقش خلیج‌فارس برای رسانیدن مهمات از طریق راه‌آهن سرتاسری به دولت روسیه بسیار تعیین‌کننده و به سود متفقین بود. با این همه دولت‌های انگلیس و روسیه شوروی به بی‌طرفی ایران توجه نکردند و از طریق خلیج‌فارس و جلفا یکی بعد از دیگری سرتاسر ایران را به اشغال خود درآوردند. آمریکا نیز در این جنگ برای اینکه از رقیبان و همرزمان خود عقب نماند، وارد میدان شد و موقعیت خود را در خلیج‌فارس و سرزمین‌های اطراف تثبیت کرد.

 

قدمت نام خلیج فارس 2500 سال است

خلیج فارس سومین خلیج بزرگ جهان است که به خاطر موقعیت جغرافیایی خود در طول تاریخ همواره نامش بر سر زبان‌ها بوده است و مردم تمام جهان آن را با نام خلیج فارس یا دریای پارس می شناسند.

قدیمی ترین اسناد موجود درباره خلیج فارس به کتاب های باقیمانده از یونان باستان بر می گردد. یونانی ها و مورخانشان در این کتاب ها با نام "پرسیکوس سینوس" که به معنی "خلیج فارس" است از این آبراهه یاد می کنند و تکرار همین نام باعث می شود که بسیاری از نقشه های باقیمانده از اروپائیان قرن‌ها بعد نیز با همین نام از خلیج فارس یاد کنند.

بر اساس نوشته‌های  مورخان یونانی مانند هرودت ( 484 – 425 ق.م ) کتزیاس (445 - 380 ق.م)، گزنفون (430 - 352 ق.م) استرابن( 63  ق.م - 24 م) که پیش از میلاد مسیح می‌زیسته‌اند؛ یونانیان نخستین ملتی هستند که به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه، پرسای، پرس‌پولیس یعنی شهر یا مملکت پارسیان داده‌اند.

«هکاتیوس هلطی» از علمای قدیم یونان که به پدر جغرافیا ملقب است، در سال 475  قبل از میلاد از نام دریای پارس استفاده کرده است. در نقشه‌های باستانی از قول هرودوت و گزنفون به این دریا، دریای پارس اطلاق شده است و بطلمیوس جغرافی نگار، نقشه‌نگار و ریاضیدان مشهور قرن دوم میلادی، در کتاب جغرافیای عالم که به زبان لاتین نگاشته شده و همچنین در نقشه‌ای که کشیده، از خلیج‌فارس با نام پرسیکوس سینوس یاد کرده است.

کوین توس کوروسیوس روفوس مورخ رومی که در قرن اول میلادی می‌زیسته این دریا را دریای پارس یا آبگیر فارس خوانده است. همچنین در کتاب‌های جغرافیایی لاتین، آب‌های جنوب ایران (دریای مکران و خلیج‌فارس) را ماره پرسیکوم یعنی دریای پارس نوشته‌اند.

انگلیسی زبان‌ها نیز این منطقه جغرافیایی خاص را PERSIAN GULF می خوانند که در واقع ترجمه ساده ای از نام "خلیج فارس" است و نقشه‌های بیشماری که از ملوانان و جغرافی دانان انگلیسی قرون 16 و 17 میلادی باقیمانده است، اسناد غیر قابل انکار این حقیقت تاریخی هستند.

اسناد تصویری قدمت 300 ساله استفاده از نام خلیج فارس در مکاتبات اداری، نقشه‌ها و اسناد بریتانیا پس سالها بایگانی و ممنوعیت مشاهده از سوی تاریخ نگاران و پژوهشگران بالاخره در سال 1387 از آرشیو ملی انگلستان آزاد شد؛ در مراسم رونمایی از این اسناد تنها یک محقق ایرانی به نام مجید تفرشی دعوت شد.

کوین توس کوروسیوس روفوس مورخ رومی که در قرن اول میلادی می‌زیسته این دریا را دریای پارس یا آبگیر فارس خوانده است. همچنین در کتاب‌های جغرافیایی لاتین، آب‌های جنوب ایران (دریای مکران و خلیج‌فارس) را ماره پرسیکوم یعنی دریای پارس نوشته‌اند.

نقشه بریتانیایی چاپ 1808 میلادی که نام «خلیج فارس» را نشان می‌دهد

دکتر مجید تفرشی تاریخ نگار و محقق ایرانی مقیم لندن در این باره می‌گوید: در حال حاضر سه هزار و 500 پرونده در این آرشیو با نام خلیج فارس وجود دارد که به 300 تا 30 سال گذشته برمی گردد، همچنین ده ها هزار برگ سند دیگر نیز درباره خلیج فارس در آرشیو ملی بریتانیا وجود دارد که نشان دهنده اهمیت این منطقه برای استعمارگران است.

    تفرشی با تأکید بر اینکه تنها بر اساس اسناد موجود درانگلستان می توان حقانیت استفاده از نام خلیج فارس را به تمام جهان ثابت کرد، می گوید: آرشیو ملی بریتانیا 200 سال پیش از این تاسیس شده است و بیش از سه و نیم میلیون برگ سند در این مرکز نگهداری می شود که بخشی از آنها نیز اسناد مربوط به خلیج فارس هستند و تنها با اتکا بر همین اسناد می توان جواب هر کسی را که درباره صحت نام خلیج فارس تشکیک می‌کند، داد.

در سال‌های اخیر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و در صدر آنها کشور عربستان سعی و تلاش فراوانی در تحریف نام خلیج فارس داشته‌اند تا از این تغییر نام اعتباری برای خود بیافرینند و این آبراه استراتژیک جهان را به نام خود درآورند؛ البته اعراب حاشیه خلیج فارس در پیمودن این مسیر تنها نبودند و گهگاه از سوی برخی موسسات بزرگ غربی از جمله نشنال جئوگرافی نیز همراهی می شدند، اما این همراهی ها در نهایت به عذر خواهی این گونه موسسات و جایگزینی نام اصیل خلیج فارس به جای نامهای جعلی دیگر می شد.

نقشه قدیمی عربستان از منطقه خلیج فارس

البته باید تأکید کرد که پس از فتح ایران به دست اعراب در سده هفتم پس از میلاد، تلاشی برای تغییر نام « دریای پارسی» صورت نگرفت واعراب مسلمان عموماً این خلیج را «بحر الفارسی» (دریای پارسی) می‌نامیدند و همین نام از سوی امپراتوری‌های ایرانی، ترک و عربی هم که در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند نیز استفاده می‌شد و محققان اسلامی نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، ابن حقول، مقدسی، مستوفی و ناصرخسرو که مطالعه در اطراف این دریای ایرانی را تا قرن 15 ادامه دادند، در آثار و نوشته‌های خود از آب‌های جنوب ایران به نام‌های بحر فارس، البحر الفارسی، الخلیج الفارسی و خلیج‌فارس یاد کرده‌اند.

آرشیو ملی بریتانیا 200 سال پیش از این تاسیس شده است و بیش از سه و نیم میلیون برگ سند در این مرکز نگهداری می شود که بخشی از آنها نیز اسناد مربوط به خلیج فارس هستند و تنها با اتکا بر همین اسناد می توان جواب هر کسی را که درباره صحت نام خلیج فارس تشکیک می‌کند، داد.

جغرافی‌دانان عرب و اسلامی این نام را از دو تمدن باستانی گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدین ترتیب که «پارسا درایای» ایرانی را « بحر فارس» و «سینوس پرسیکوس» یونانی را «خلیج‌فارس» می‌نامیدند و حتی منظور از دو دریا در سوره الرحمن قرآن مجید را نیز همان دریای فارس و دریای متوسط می‌دانستند.

 ابوعلی احمدبن عمر معروف به ابن رسته در کتاب الاعلاق النفیسه که در سال 290 هجری به رشته تالیف درآورده، نوشته است: « اما از دریای هند خلیجی بیرون می‌آید به سمت سرزمین فارس که آن را «خلیج‌فارس» می‌نامند»؛ محمد عبدالکریم صبحی نیز در کتاب «علم الخرائط» در نقشه‌هایی که با ترجمه عربی نقل کرده است، دریای جنوب ایران را «الخلیج‌الفارسی» و «بحر فارس» نامیده است.

 

منبع:جام جم

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نمونه سوالات عمومی آزمون استخدامی

بایگانی

پيوندها