بیستون از مشهورترین کتیبه های میخی جهان است. مهمترین سند تاریخی زمان داریوش است که شرح وقایع را از زبان او می گوید و تقریباً بدون هیچ تحریفی به دست ما رسیده است.

طولانی ترین کتیبه فارسی باستان است که براساس آن وسعت جغرافیائی ایران زمان داریوش، نام قدیمی مکان های جغرافیائی کنونی، ماه ها، اشخاص و اقوام همسایه ایران را در آن زمان می توانیم بشناسیم.

هم چنین این کتیبه نشان می دهد که هخامنشیان تاریخ گذاری خاص خود را داشته اند و زبان فارسی باستان تقریباً یک زبان محلی است که فقط در این دوره تکلم می شده است. بیشترین کمک را به رمزگشائی فارسی باستان و خطوط میخی کرده است.

کتیبه ی بیستون

خطوط

در زیر نقش ها خطوط فارسی باستان در ۴۱۴ سطر در ۵ ستون به طول ۲۳/۹ و عرض و یا ارتفاع ۶۳/۳ متر قرار دارد. در دست راست کنار نقش یک بخش کتیبه ایلامی به طول ۶۰/۵ متر و عرض و یا ارتفاع ۷۰/۳ متر قرار دارد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارس باستان به طول ۶۷/۵ و عرض ۶۳/۳ متر و کلاً ۵۹۳ سطر در هشت ستون قرار دارد.

کتیبه اکدی (بابلی) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد. با طول یا ارتفاع چهار متر (۴) و عرض از قسمت بالا ۲/۵۲ و در قسمت پائین ۳۱/۲ این کتیبه به شکل ذوزنقه و در ۱۱۲ سطر مجموع خطوط و نقوش برابر ۱۲۰ متر مربع است.

غار مرآفتاو

این غار در نزدیکی غار مر تاریک واقع شده ۲۶ متر عمق دارد و دهانه آن به سمت شمال شرقی است. دهانه غار حدود شش متر ارتفاع دارد و به تدریج از ارتفاع آن کاسته می شود تا جائی در انتهای آن به دو متر می رسد. دالان اصلی حدود ۱۶۰ متر مربع مساحت دارد و در بیشتر قسمت های آن کف سنگی غار دیده می شود. یک پشته استالاگمیتی در انتهای غار دیده می شود که دالان اصلی را از بخش انتهائی جدا می کند. دو دهلیز کم عرض در پائین لین پشته وجود دارد که تنها راه های بخش انتهائی غار است بخش انتهائی حدود ۱۸ متر عمق و حدود ۶۰ متر مربع مساحت دارد و ارتفاع سقف آن کمتر از یک متر است.

غار مر تاریک

این غار در حد فاصل دامنه و دیواره ای مرتفع واقع شده و مشرف بر یک سکوی طبیعی است. دهانه غار در ارتفاع سه متری دیواره واقع شده است. بخشی از این دیواره در حد فاصل دهانه غار و سکوی سنگی بر اثر بالا و پائین رفتن های متوالی در اعصار گذشته سائیده و صیقلی شده است و در جای جای آن شکاف های سائیده ای دیده می شود که جهت صعود به غار استفاده می شده است. غار ۲۵ متر عمق و حدود ۸۰ متر مربع مساحت دارد و به صورت دالانی عمیق و کم عرض است که در انتها به محوطه نسبتاً بازتری ختم می شود. سقف غار از ابتدا تا انتهای دالان بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متر می رسد. دهانه غار به سمت شرق است و به همین دلیل طی روز تا عمق چند متری در معرض روشنائی و گرمای آفتاب قرار می گیرد. محور اصلی غار در عمق چند متری با زاویه تقریباً ۹۰ درجه به سمت راست منحرف می شود.

مشخصات ظاهر کتیبه بیستون

این کتیبه یکی از معروف ترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است زیرا نوشته به خط میخی در زمان هخامنشیان است. مجموعاً سطحی را که این کتیبه در بر گرفته به طول ۵/۲۰ متر و عرض ۸۰/۷ متر است. کتیبه را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم.

نقوش

نقش های این اثر تاریخی بر سطحی به طول ۶متر و عرض یا ارتفاع ۳متر و ۲۰سانتی متر حجاری شده است و شامل تصویر داریوش و کماندار نیزه دار شاهی و ۱۰ تن شورشگر است که یک تن در زیر پای داریوش و ۹ تن دست بست در مقابل او قرار دارند و سرهایشان به جز نفر اول به وسیله طنابی به هم وصل شده است و هر کدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از دیگری متمایز می سازد و بر بالای سر هر کدام نوشته ای است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم می کند اندازه قد هشت تن از آنان ۱۲۶ سانتی متر و آخرین نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش ۱۷۸ سانتی متر نشان داده شده. پای چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد. بر بدن پادشاه به نشانه پرستش به سوی فروهر بلند شده است.

فروهر نماد اهورا مزدا روبه روی پادشاه قرار دارد و حلقه ای در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است که این حرکت ظاهراً علامت دعای خیر است. یک ستاره هشت پر درون دایره بالای کلاه تقریباً استوانه ای شکل فروهر قرار دارد همین نقش هم تاج کنگره دار زیبائی که بر سر داریوش است. پشت سر داریوش کماندار و نیزه دار شاهی ایستاده اند. شاه و افسرانش یک نوع لباس بلند پارسی در بر و کفش سه بندی مشابهی به پا دارند.

ولی سربندی که بر سر افسران است از لحاظ تزئین با تاج داریوش تفاوت دارد.

ریش مستطیل شکل شاه نیز از ریش کوتاه سایرین متمایز است یعنی از تکه سنگ جداگانه ای ساخته شده و سپس با مهارت بسیار به چهره داریوش متصل شده است. در هر دو مچ فروهر، شاه و دو افسرش دستبند دیده می شود. این دقت و ظرافت در تیردان. بند آن منگوله های متصل به نیزه ریش و سربند افسران شاهی هم به کار رفته است. گئوماتا تنها اسیری است که کفش بندی به پا دارد و بقیه اسیران پابرهنه هستند. بر سطح حجاری شده ۱۱ کتیبه نقش شده است. در برابر داریوش ۹ تن شورشگران تابعه که دستشان از پشت بسته شده و به گردن هایشان طنابی کشیده اند، ایستاده اند. در بالای سر هر یک از اسیران و در زیر تنه گئومات مغ و بر روی دامن جامه اسیر سوم نام پادشاه شورشگر که نقش او نیز آمده و جائی که در آن جا شورش آغاز شده در لوحه ها یک نقطه یادآوری شده است.

آخرین نفر ایستاده سکونخای است که از کلاه نوک تیز بلندش شناخته می شود. نقش سکونخای پس از فتح سکائیه به این نقش و کتیبه اضافه شده است و برای اضافه کردن نقش این یاغی مقداری از نسخه ایلامی کتیبه بیستون را محو کرده اند. نقش داریوش در کوه بیستون چون دیگر نقوش عهد هخامنشی در برابر اسیران درشت تر و بلندتر و اسیران با قامتی کوتاه نقش شده اند. بلندی قامت داریوش در این نقش ۱۷۸ سانتی متر و دو نفر همراهان او که پشت سرش ایستاده اند ۱۴۰ سانتی متر است. بلندی قامت اسیران به استثنای سکونخای ۱۰۵ سانتی متر است. به طور کلی حجاری بیستون از نظر تدوین و ترکیب اجزا نقش آنوبانی پادشاه لولوبی در سر پل ذهاب و نقش نارام سین پادشاه اکد را در کردستان عراق در میزان گسترده تر تکرار می کند.

تندیس هرکول

در بهمن ماه سال ۱۳۲۷ هنگامی که کارگران شرکت شوسه برای احداث راه جدید همدان به کرمانشاه در دامنه کوه بیستون مشغول خاکبرداری و خروج سنگ از پای کوه و تسطیح جاده بودند به تندیس نسبتاً بزرگی برخورد می کنند که قسمتی از شانه آن از زیر خاک نمایان گردیده بود. در دوران پارتی و رثرغنه یکی از محبوب ترین خدایان بود که اغلب به صورت پیکره های گلی و سنگی نشان داده شده است. یک نمونه از این دست پیکره هرکول و رثرغنه است که کنار شاهراه شرقی ـ غربی جاده بزرگ ابریشم یا جاده بزرگ خراسان در بیستون نزدیک کرمانشاه از سنگ تراشیده شده است. هرکول به صورت شخصی نیرومند کاملاً عریان با موی و ریش مجعد در حال استراحت بر روی پوست شیری نشان می دهد که بر سکوی به طول ۲۰/۲ متر به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تکیه کرده و در دست چپ پیاله ای دارد که تا نزدیک صورت نگه داشته است و نیز دست راستش بر روی پای راست قرار گرفته و پای چپ را تکیه گاه پای دیگر کرده است. سر تندیس که در قدیم از بدن آن جدا شده بود. قبل از خاکبرداری به دست سرپرست راه شوسه پیدا شد. طول تندیس ۴۷/۱ متر که به طور برجسته از سنگ کوه تراشیده شده و از طرف پشت به کوه متصل است. در عقب تندیس نقوش و کتیبه ای به زبان یونانی قدیم بر روی سنگ نقش شده است. نقوش آن شامل درخت زیتونی است که از شاخه آن کماندان و تیردانی آویزان شده است. در کنار این درخت گرز مخروطی شکل گره داری حجاری شده که برجستگی آن نسبت به سایر نقوش بیشتر است. کتیبه به خط یونانی قدیم در هفت سطر بر روی لوحی به ابعاد ۳۴٭۳۳ سانتی متر نوشته شده که نمای آن به شکل معابد یونانی ساخته شده است. اگر آن را با مبدأ تاریخی سلوکی که ۳۱۲ ق.م است بسنجیم سال ۱۴۸ ق.م به دست می آید. چون که تاریخ ساخت تندیس سال ۱۵۳ ق.م تعیین می شود. این تاریخ با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی (اشک نهم ۱۷۴ـ۱۳۶ ق.م) مطابق است. در زیر تنه هرکول نقش شیری دیده می شود که در ازاء آن از سر تا دم ۲۰۰ سانتی متر و بلندی دم آن ۱۱۴ سانتی متر است.

کاخ نیمه تمام ساسانی و بقایای کاروانسرای ایلخانی

در نطقه تاریخی بیستون در حد فاصل کاروانسرای صفوی و حاشیه چشمه آب سراب بیستون بنای کاوش شده ای که به بنای ساسانی و ایلخانی نسبت داده شده است.

شالوده این بنا نیمه تمام با ابعاد ۷۵/۸۳۱۳۹ متر در دوران ساسانی حکومت خسروپرویز نهاد شده است. این بنا به دلایل مختلف به پایان نرسیده و در همان مراحل اولیه کار ساخت و ساز آن متوقف مانده است این بنا تا دوره ایلخانی متروک بوده است. متأسفانه مدارکی وجود ندارد که این بنا قبل از دوره ایلخانی چه کاربردی داشته و آیا استفاده شده یا نه.

آلمانی ها پس از کاوش در این منطقه حدس زده اند که این بنا به اوایل دوره اسلام برمی گردد و گفته اند که این بنا در دوره آل بویه یک پست دفاعی بوده اما با شواهد و مدارکی که از اطراف و اکناف این بنا یافت شده و با توجه به اثرهای دیگران این منطقه به احتمال زیاد این بنا ساسانی بوده است.

این بنا با استفاده از دیوارهای سنگی بنای ساسانی و با استفاده از آجر چیدن آنها روی سنگ های ساسانی در دوره ایلخانی تبدیل به یک کاروانسرا شده و در این دوره تکمیل گردیده است. به علت ریختن سقف های آجری اتاق ها گمان می رود واقعه غیرمترقبه ای از جمله زلزله در آن زمان اتفاق افتاده است.

بعد از ریختن سقف های آجری اتاق ها در دوره ایلخانی ساخت و سازهای ضعیفی که پی ها و دیوارهای آنها با سنگ های لاشه و ملاط گل و چینه ساخته شده اند تنوری های متعددی در عمق های مختلف به چشم می خورند. این تنورها احتمالاً مربوط به دوره تیموری است.

بعد از خرابی کاروانسرای ایلخانی ساخت و سازهای سنگ های لاشه و ملاط گل به صورتی غیرماهرانه در دوره تیموری انجام گرفته است و سازه هائی در دوره قاجار و پهلوی از قبیل چاه و راه آب و ساخت دهکده بر روی بنا در آن محل انجام گرفته است. دور تا دور این بنا حصاری مستحکم با سنگ های تراش خورده بزرگ به صورت خشکه چین (قسمت بیرونی دیوار) و قسمت داخلی دیوار با لاشه سنگی و ملاط گچ نیم کوب پوشانده شده است. ضخامت این دیواره ها حدود ۲۴۰ سانتی متر است و کل دیوارهای بنا ضخامتی حدود ۱۲۰ـ۲۴۰ سانتی متر دارد. دور تا دور این بنا نیز اتاق هائی ساخته شده است.

طول اتاق ها حدود ۴۰/۶ متر و عرض آنها ۲۸۰ سانتی متر است. در دیوارهای اتاق ها هیچ گونه روزنه یا پنجره یا نورگیری وجود ندارد.

شاید در بالای سقف نورگیر وجود داشته باشد. در این بنا راه پله هائی با پاگرد به طرف بالا و پائین نیز تعبیه شده و اتاق های آن دارای ورودی است.

در این بنا مانند ساخت بناهای دیگر ساسانی به روی سنگ های تراش خورده امضاء حجاران آن زمان دیده می شود.

تقریباً در قسمت شرق بنا و در داخل بنا خرابه ای از یک مسجد ایلخانی و محراب آن نیز وجود دارد که بعد از چند حفاری آن را مرتب کرده اند که متأسفانه مرمت کاملاً اشتباهی از لحاظ ساختار بنا است.

در داخل بنا برای اتاق ها راهروهائی نیز وجود دارد که ورودی هر راهرو با طاق آجری آن شناسائی می شود در حال حاضر از این بنا مخروبه ای بیش نمانده و حتی هنوز قسمتی از بنا حفاری نگردیده است.

منبع: آفتاب