۱

امپراتوری اشکانیان

 مقالات تاریخی

اشکانیان که از قوم پارت بودند از ایالت پارتیا که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پرثوه آمده است که به زبان پارتی پهلوه می‌شود.

چون پارتیان از اهل ایالت پهله بودند، ازاین‌جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند.

ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای خزر و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمـک و سیستــان محـدود می‌شد.

قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای خزر می‌زیستند در یکجا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

دوره اشکانی ۴۷۰ سال امتداد داشت. در اوایل این دوره که تقریباً یک‌صد سال دوام یافت، اشکانیان به تحکیم مبانی دولت جوان خود پرداختند و دولت یونانی باختر را در شرق و دولت یونانی سلوکی را در غرب مغلوب نمودند. در اواسط دوره اشکانی که روزگار عظمت ایشان است، شاهان آن سلسله با بهره‌مندی در برابر رومیان و مردمان نیمه متمدن آریایی که سکها خوانده می‌شدند، می‌جنگیدند و خود را در عظمت به‌پای دولت روم رسانیدند. اشکانیان در اواخر عصر خود، روی به انحطاط گذاشتند و سرانجام به دست ساسانیان منقرض گشتند و مرکز قدرت از خراسان به فارس منتقل گشت.

امپراتوری اشکانیان

امپراتوری شکانیان

حدود کشور اشکانی در دوره عظمت آن از طرف مغرب به رود فرات و از مشرق پنجاب و سند و از طرف جنوب خلیج‌فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و از شمال کوههای هیمالیا و رود سیحون و دریای خزر و کوههای قفقاز بوده است.

 اساس سلطنت در دوره اشکانی بر ملوک‌الطوایفی بود. شاهنشاهان ایشان خود را شاه ممالک و به زبان یونانی بازیلوس بازی لئون (Bosileus Basilion) یعنی، شاه شاهان می‌خواندند.

علاوه بر شهربانان که نماینده شاهنشاه در استان‌ها بودند ویسبذان یا تیولداران نیز وجود داشتند که قسمتی از ولایات را که ویس خوانده می‌شد به‌طور تیول به آنان واگذارشده بود.

 

ظاهراً نه‌تنها فرمانروایانی که از نسل شاهان بودند، عنوان شاه داشتند بلکه هر یک از ایالات هیجده گانه اشکانی نیز پادشاه داشتند که او را به پهلوی کذک خوذای یعنی کدخدا می‌نامیدند.

 

شاهنشاه اشکانی همواره با دو مجلس که یکی شورای خاندان سلطنتی و دیگری مجلس ریش‌سفیدان یا سنا بود مشورت می‌کرد.

ظاهراً مجلس سومی هم وجود داشت که از ائتلاف آن دو مجلس در مواقع ضروری تشکیل می‌شد که آن را مهستان می‌نامیدند. مجلس مهستان همیشه پسر شاه را به‌جای او برمی‌گزید و گاهی برادر

شاه یا عموی او را به سلطنت برمی‌داشت.

 

حکام ایلات یا استانداران را در دوره اشکانی بدخش یا بدیــشخ می‌خواندند. سرزمین‌های استاندار نشین اشکانی را به هیجده ایالت رسانیده‌اند و آن‌ها ولایاتی از قبیل: بابل و همدان و ری و قومس و پارت و گرگان و زرنگ (سیستان) و غیره بودند.

 

غیرازاین ولایات هیجده گانه دیگر ولایت‌ها حکومت‌های خودمختار داشتند و شاهان ایشان همه‌ساله باجی به شاهنشاه بزرگ اشکانی می‌پرداختند و در مواقع جنگ او را به سپاه و سرباز یاری می‌کردند.

بعضی از این ولایات عبارت از: آذربایجان، خوزستان، پارس و ارمنستان و غیره بودند. بسیاری از پادشان محلی مانند امیران پارس و خوزستان حق سکه زدن داشتند. در ممالک اشکانی بیش از شصت شهر یونانی وجود داشت که مردم آن بنا بر قوانین و رسوم خود اداره می‌شدند و همین‌ها بودند که موجب انتشار آداب و اخلاق یونانی در مشرق زمین گردیدند.

 

در این دوره مرد نجیب و آزاده، سواری که وقت خود را در جنگ یا شکار می‌گذرانید.

اشکانیان دارای ارتش منظم نبودند. هر ویسبذ یا فئودال بزرگ دارای سپاه خاص خود بود و در هنگام جنگ از مردان آزاد و بردگان خود استفاده می‌کرد. سوار نظام اشکانی مجهز به سلاح آهنین و زرهی که به زانو می‌رسید بود.

این زره از پوست شتر ساخته شده و به آن قطعاتی از آهن می‌دوختند. کمانداران علاوه بر تیر و کمان مجهز به نیزه و شمشیر نیز بودند. لشکر پارتی غیر از اسب از شتر نیز استفاده می‌کرد. شیوه نبرد در آن دوره جنگ‌وگریز بود. پیاده‌نظام کمتر از سواره‌نظام اهمیت داشت و لشکر پیاده را بیشتر بردگان و روستائیان تشکیل می‌دادند.

سپاه پارتی بیشتر تدافعی بود نه تهاجمی. سوار نظام کلاهخودی از آهن یا پولاد بر سر می‌گذاشت و یک شلوار چرمی تاگوژگ پا می‌پوشید. پارتی‌ها جنگ را با فریادها و حمله شروع می‌کردند و صدای طبل و دهل مانند غرش رعد و به همه‌جا می‌پیچید. شیوه جنگ آنان چنین بود که سپاه بیگانه را به داخل کشور کشانیده همواره عقب می‌نشستند و آذوقه را معدوم و چاههای آب را پر از خاک می‌کردند. آنگاه مردم محل را بر دشمن می‌شورانیدند تا سرانجام او را شکست می‌دادند.

 

پایتخت دولت اشکانی برحسب توسعه آن کشور تغییر می‌کرد.

زمانی که اشکانیـان در سرزمین پـارت حکومــت داشتند، پایتخت آنان در شهر نسـا (نزدیک عشق‌آباد) و سپس در شهر اساک نزدیک قوچان بود.

در زمان تیرداد اول پایتخت خود را به هکاتم پیلس یا شهر صددروازه در نزدیکی دامغان انتقال دادند، بعداز آنکه مرز ایشان به رود فرات رسید شهر تیسفون را که در جانب چپ دجله مقابل شهر سلوکیه ساخته بودند به پایتختی برگزیدند.

پادشاهان اشکانی به مناسبت تغییر فصل در شــهـرهای مختـلف ایران از قبیـل ری و همـدان و گرگـان و بابل گردش می‌کردند.

در زمان بلاش اول شهر جدیدی به نام ولاشکرد در نزدیکی بابل بوجود آمد. ظاهراً قصد بلاش از ایجاد این شهر آن بود که یک مرکز جدید بازرگانی به‌جای شهر قدیم سلوکیه تأسیس کرده باشد.

 

اشکانیان در آغاز به جهت معاشرت با قوم داهه و سکها مظاهر طبیعت را مانند آفتاب و ماه و ستارگان می‌پرستیدند.

پس از آنکه با سلوکی‌ها و یونانیان نزدیک شدند به پرستش ارباب انواع یونانی و خدایان ایشان نیز خو گرفتند، عده‌ای از ایشان به مذهب زرتشت درآمدند. چنانکهبلاش اول درصدد گردآوری اوستا برآمد.

از مذاهب معروف دوره اشکانی مهرپرستی است.

خدای مهر یا خورشید که درعین‌حال خدای عدالت نیز بود از دیرباز در فلات ایران مورد پرستش بود. مهر با شمشا (شمس) خدای بابلی یکی دانسته شده است. دینی بود که مردم را به صلح همگانی دعوت می‌کرد. از آداب این مذهب تقدیس گاو و غسل تعمید و استعمال نان و آب و شراب مقدس بود.

مهرپرستان یکدیگر را برادر و مربیان خویش را پدر می‌خواندند. سپس مهرپرستی اشاعه یافته از ایران به اروپا رفت و رومیان پیش از قبول دین عیسی غالباً مهرپرست بودند.

اشکانیان نسبت به مذاهب بیگانه بی‌نظر بودند و ادیان مختلف در کشور ایشان آزاد بود. چنانکه یهودیان، اشکانیان را حامی خود می‌شمردند.

 

سکه‌های پارتی فقط از نقره و برنج بود و در زمان آن‌ها پول طلا تنها از راه بازرگانی به ایران وارد می‌شد.

واحد پول اشکانیان «درخم» نام داشت که کلمه‌ای است یونانی و بعدها به‌صورت درهم و درم درآمده است.

خط و زبان سکه‌های اشکانی، یونانی است. عناوینی که شاهان به تقلید سلوکی بر روی سکه‌های خود ضرب کرده‌اند بسیار است. روی سکه‌ها صورت شاهان اشکانی است که بر تخت نشسته و کمانی به دست گرفته و زه آن را می‌کشند.

بعضی از سکه‌ها نیز دارای صــورت خدایــان یونانی هست. مسکوکات پارتی بر طبق تقویـم سلوکیـان تاریخ‌گذاری می‌شد که مبدأ آن ســال آن سال ۳۱ ق. م یعنـی، سـال جلـوس سلوکوس نیکاتر بر تخت شاهی است.

از قرن اول بعد از میلاد، کم‌کم خط سکه‌های پارتی از یونانی به خط و زبان آرامی تبدیل می‌شود و از مرغوبیت جنس و فلز آن‌ها کاسته می‌گردد.

سکه‌های نقره اشکانی عبارت از یک‌درهمی و چهاردهمی است که ضرب آن‌ها بیشتر در شهرهای یونانی بین‌النهرین بعمل می‌آمده است.

 

زبان پارت‌ها از خانواده زبان‌های هند و اروپایی و از دسته زبان‌های ایرانی میانه است و آن زبانی است که به نام پهلوی معروف گردیده است.

زبان پهلوی شمالی را پارتی یعنی اشکانی و زبان پهلوی جنوبی را پارسیک یا پهلوی ساسانی می‌نامند.

اشکانیان از بدو تأسیس دولت خود تا زمان گودرز اشک بیستم (۵۱ م) تحت تأثیر هلنیسم و یونانی‌مآبی قرار گرفتند. در این دوره پادشاهان و شاهزادگان اشکانی غالباً به زبان یونانی آشنا بودند.

چنانکه اردوان اول اشکانی و ارد اول این زبان را بخوبی می‌دانستند. فرهنگ و آداب یونانی آنقدر در این دوره رواج داشت که پادشاهان اشکانی چون ارد به‌آسانی از نمایش‌هایی که هنرمندان یونانی می‌دادند استفاده می‌کردند.

اما دانستن زبان یونانی از زمان گودرز به بعد رو به انحطاط گذارد؛ زیرا خطوط یونانی سکه‌های آن زمان خوانا نیست.

خط ملی اشکانیان، خط آرامی بود که از زمان هخامنشیان به ایشان به ارث رسیده بود.

بعضی از پادشاهان ایشان مانند: مهرداد چهارم و بلاش اول و اردوان پنجم سکه‌های خود را به زبان پهلوی و خط آرامی ضرب کرده‌اند.

ازجمله از اسنادی که در این زمان پیدا شده، قباله‌ای است مربوط به فروش یک تاکستان به زبان پهلوی و خط آرامی که در اورامان کردستان به‌دست‌آمده است.

منبع:راز

نظرات (۱)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نمونه سوالات عمومی آزمون استخدامی فراگیر دستگاههای اجرایی با پاسخ تشریحی

بایگانی

پيوندها